X
تبلیغات
×× مفسر محبت ××
( داریوش نقطه ی عطف صدا )

   

      **  حركت  **

 

 لاي لاي لاي لالالالاي لاي
لاي لالالالاي لاي
لاي لالالالاي

لاي لاي لاي لالالالاي لاي
لاي لالالالاي لاي
لاي لالالالاي

حركت ازين بيش شتابان كنيم

ولوله در ولوله باران كنيم


جنگل و شهر و ده و كوه و كمر


از نفس خويش شكوفان كنيم


دانه هر گـل كه تو پَرپَر كني


باز بكاريم و دو چندان كنيم


پاي بكوبيم و بر آريم دست


خنده زنان ترك سر و جان كنيم
خنده زنان ترك سر و جان كنيم

حركت ازين بيش شتابان كنيم
ولوله در ولوله باران كنيم

حركت ازين بيش شتابان كنيم
ولوله در ولوله باران كنيم



لاي لاي لاي لالالالاي لاي
لاي لالالالاي لاي
لاي لالالالاي

لاي لاي لاي لالالالاي لاي
لاي لالالالاي لاي
لاي لالالالاي


روشن از ايمان به طلوعي غريب


چوبه اعدام چراغان كنيم


دل چو به پيمان خدا داده‌ايم


سر گرو حرمت پيمان كنيم


تا تو بداني كه چه ما مي‌كنيم

 


هر چه تو گفتي نكنيد آن كنيم

هر چه تو گفتي نكنيد آن كنيم



حركت ازين بيش شتابان كنيم

ولوله در ولوله باران كنيم

حركت ازين بيش شتابان كنيم

ولوله در ولوله باران كنيم


آتش پنهان درون را برون


از دل خاكستر ايران كنيم


شعله بگيريم از اين آتش و


مشعل تاريخ فروزان كنيم



حركت ازين بيش شتابان كنيم
ولوله در ولوله باران كنيم

حركت ازين بيش شتابان كنيم
ولوله در ولوله باران كنيم


باز بسازيم بنايي دگر
باز بسازيم بنايي دگر


ساخته‌اي هر چه تو ويران كنيم
ساخته‌اي هر چه تو ويران كنيم

خواب و خيال خوشت آشفته‌ايم
خواب و خيال خوشت آشفته‌ايم

بيش از اين نيز پريشان كنيم
بيش از اين نيز پريشان كنيم

مي‌شنوي
مي‌شنوي، مي‌شنوي، مي‌شنوي


مي‌شنوي
مي‌شنوي، مي‌شنوي، مي‌شنوي


اين طپش طبل ماست


باش و ببين تا كه چه طوفان كنيم

حركت ازين بيش شتابان كنيم
ولوله در ولوله باران كنيم

حركت ازين بيش شتابان كنيم
ولوله در ولوله باران كنيم

حركت ازين بيش شتابان كنيم
ولوله در ولوله باران كنيم

حركت ازين بيش شتابان كنيم
ولوله در ولوله باران كنيم

حركت ازين بيش شتابان كنيم
ولوله در ولوله باران كنيم

حركت ازين بيش شتابان كنيم
ولوله در ولوله باران كنيم

 

 

 خواننده : داريوش

ترانه‌سرا : محمدرضا اصفهاني

آهنگساز : محمد شمس

تنظيم : محمد شمس

مدت زمان : 05:42

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/13ساعت 20:20  توسط نیما __ پارسا | 

 

** دوباره مي‌سازمت وطن **

  

 دوباره مي‌سازمت وطن


اگر چه با خشت جان خويش


ستون به سقف تو مي‌زنم


اگر چه با استخوان خويش


دوباره مي‌بويم از تو گـل


به ميل نسل جوان تو


دوباره مي‌شويم از تو خون


به سيل اشك روان خويش

****

دوباره مي‌سازمت وطن


اگر چه با خشت جان خويش


ستون به سقف تو مي‌زنم


اگر چه با استخوان خويش

****

اگر چه صد سال مرده‌ام


به گور خود خواهم ايستاد


كه بَركَـنـَم قلب اهرمن


به نعره آنچنان خويش


اگر چه پيرم ولي هنوز


مجال تعليم اگر بُوَد


جواني آغاز مي‌كنم


كنار نوباوهگان خويش

****

دوباره مي‌سازمت وطن
دوباره مي‌سازمت وطن

اگر چه با خشت جان خويش
اگر چه با خشت جان خويش

ستون به سقف تو مي‌زنم
ستون به سقف تو مي‌زنم

اگر چه با استخوان خويش
اگر چه با استخوان خويش

دوباره مي‌سازمت وطن
دوباره مي‌سازمت وطن

اگر چه با خشت جان خويش
اگر چه با خشت جان خويش

ستون به سقف تو مي‌زنم
ستون به سقف تو مي‌زنم

اگر چه با استخوان خويش
اگر چه با استخوان خويش

دوباره مي‌سازمت وطن
دوباره مي‌سازمت وطن

دوباره مي‌سازمت وطن
دوباره مي‌سازمت وطن

دوباره مي‌سازمت وطن
دوباره مي‌سازمت وطن

 

 

خواننده : داريوش

ترانه سرا : سيمين بهبهاني

آهنگساز : داريوش اقبالي

تنظيم : اريك

مدت زمان : 05:40

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/09/21ساعت 23:39  توسط نیما __ پارسا | 

** در اين عشق بميريد **

 

بميريد، بميريد در اين عشق بميريد
در اين عشق چو مرديد همه روح پذيريد

بميريد، بميريد وز اين مرگ مترسيد
کاز اين خاک برآييد سماوات بگيريد

يکي تيشه بگيريد پي حفره زندان
چو زندان بشکستيد همه شاه و اميريد

بميريد، بميريد در اين عشق بميريد
در اين عشق چو مرديد همه روح پذيريد

بميـــــــــريـــــــــــد

مرگ را دانم ولي تا کوي دوست راهي ار نزديکتر داني بگو

بميري،د بميريد، بميريد وز اين ابر برآييد
چو زين ابر برآييد همه بدر منيريد

بميريد، بميريد در اين عشق بميريد
در اين عشق چو مرديد همه روح پذيريد

بميريد، بميريد در اين عشق بميريد
بميريد، بميريد در اين عشق بميريد
بميريد، بميريد در اين عشق بميريد
بميريد، بميريد در اين عشق بميريد

بميـــــــــريـــــــــــد

ما ز بالاييم و بالا مي‌رويم
ما ز درياييم و دريا مي‌رويم
ما از اينجا و آنجا نيستيم
ما ز بي‌جاييم و بي‌جا مي‌رويم
کشتي نوحيم در طوفان روح
لاجرم بي‌دست و بي‌پا مي‌رويم
همچو موج از خود برآورديم سر
باز هم
باز هم در خود تماشا مي‌رويم
اختر ما نيست در دور قمر
لاجرم فوق ثريا مي‌رويم
ما
ما ز بالاييم و بالامي‌رويم

 

خواننده  : داريوش - فرامرز اصلاني – رامش

ترانه‌سرا  : مولانا جلال‌الدين رومي

آهنگساز  : فرزين فرهادي

تنظيم  : فرزين فرهادي

مدت زمان :4:44

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/21ساعت 0:46  توسط نیما __ پارسا | 

**  وقت آن شد **

 

وقت آن شد که به زنجير تو ديوانه شويم
بند را برگسليم از همه
بيگانه شويم

جان سپاريم دگر ننگ چنين جان نکشيم
خانه سوزيم و چو آتش سوي
ميخانه شويم

سخن راست تو از مردم ديوانه شنو
تا نميريم مپندار که مردانه شويم

 

خواننده : داريوش

ترانه سرا : مولانا جلال الدين رومي

آهنگساز : فرزين فرهادي

تنظيم : فرزين فرهادي

مدت زمان : 02:42

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/21ساعت 1:27  توسط نیما __ پارسا | 

 

**  تو نه چناني كه منم **

 

 

اي توبه‌ام شکسته از تو کجا گريزم؟

اي در دلم نشسته از تو کجا گريزم؟
اي نور هر دو ديده بي‌تو چگونه بينم؟
وي گردنم ببسته از تو کجا گريزم؟

تو نه چناني که منم
من نه چنانم که تويي
تو نه بر آني که منم
من نه بر آنم که تويي
من همه در حکم توام
تو همه در خون مني
گر مه و خورشيد شوم
من کم از آنم که تويي

با همه اي رشک پري
چون سوي من برگذري
باش چنين تيز مران
تا که بدانم که تويي
دوش گذشتي ز درم
بوي نبردم ز تو من
کرد خبر هوش مرا
جان و روانم که تويي

تو نه چناني که منم
من نه چنانم که تويي
تو نه بر آني که منم
من نه بر آنم که تويي
من همه در حکم توام
تو همه در خون مني
گر مه و خورشيد شوم
من کم از آنم که تويي

مستم و تو مست ز من
سهو و خطا جست ز من
من نرسم ليک بدان
هم تو رسانم که تويي
زين همه خاموش کنم
صبر و صبر نوش کنم
عذر گناهي که کنون
گفت زبانم که تويي
گفت زبانم که تويي

تو نه چناني که منم
من نه چنانم که تويي
تو نه بر آني که منم
من نه بر آنم که تويي
من همه در حکم توام
تو همه در خون مني
گر مه و خورشيد شوم
من کم از آنم که تويي

تو نه چناني که منم
من نه چنانم که تويي

 

خواننده :  داريوش

ترانه‌سرا : مولانا جلال‌الدين رومي

آهنگساز :  فرزين فرهادي

تنظيم :  فرزين فرهادي

+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/24ساعت 1:29  توسط نیما __ پارسا | 

 

** هو **

 

 

هان اي تن خاکي سخن از خاک مگو
جز قصه آن آينه پاک مگو
از
خالق افلاک درونت صفتي است
جز از صفت خالق افلاک مگو


تا شمع تو افروخته
پروانه شدم
با صبر ز ديدن تو بيگانه شدم

در روي تو بي‌قرار شد مردم
چشم
يعني که پري ديدم و ديوانه شدم

 

 

خواننده : داريوش _ رامش

ترانه سرا : مولانا جلال الدين رومی

آهنگساز : فرزين فرهادی 

تنظيم : فرزين فرهادی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/03ساعت 22:57  توسط نیما __ پارسا | 

 

** معشوق همين جاست **

 

اي قوم به حج رفته کجاييد، کجاييد
معشوق همينجاست بياييد، بياييد

معشوق تو همسايه و ديوار به ديوار
در باديه سرگشته شما در چه هواييد

اي قوم به حج رفته کجاييد، کجاييد

 

 

خواننده : داريوش - فرامرز اصلاني – رامش

ترانه‌سرا : مولانا جلال‌الدين رومي

آهنگساز : فرزين فرهادي

تنظيم : فرزين فرهادي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/06ساعت 0:36  توسط نیما __ پارسا | 

 

** غلام قمر **

 

من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از اين بي‌خبري رنج مبرهيچ مگو
من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
دوش ديوانه شدم عشق مرا ديد و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هيج مگو
گفتم اي عشق من از چيز دگر مي‌ترسم
گفت آن چيز دگر نيست دگر هيچ مگو
من به گوش تو سخن‌هاي نهان خواهم گفت
سر بجنبان كه بلي جز تو به سر هيچ مگو
من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
گفتم اين روي فرشته است عجب يا بشر است
گفت اين غير فرشته است و بشر هيچ مگو
گفتم اين چيست بگو زير و زبر خواهم شد
گفت مي‌باش چنين زير و زبر هيچ مگو
اي نشسته تو در اين خانه پر نقش خيال
خيز از اين خانه برو رخت ببر هيچ مگو
من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
ني من منم، ني تو تويي، ني تو مني
هم من منم، هم تو تويي، هم تو مني
من با تو چنانم اي نگار خُـتني
كاندر غلطم كه من توام يا تو مني

 

 

خواننده : داريوش – رامش

ترانه سرا : مولانا جلال الدين رومي

آهنگساز : فرزين فرهادي

تنظيم : فرزين فرهادي

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/06/26ساعت 23:41  توسط نیما __ پارسا | 

** چكاوك **

 

کجاي اين جنگل شب پنهون مي‌شي خورشيدکم
پشت کدوم سد سکوت پر مي‌کشي چکاوکم
چرا بمن شک مي‌کني من‌که منم براي تو
لبريزم ازعشق تو و سرشارم ازهواي تو
لبريزم ازعشق تو و سرشارم ازهواي تو
دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقم رو
پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقم رو
گريه نمي‌کنم نرو
آه نمي‌کشم، بشين
حرف نمي‌زنم بمون
بغض نمي‌کنم، ببين
سفرنکن خورشيدکم ترک نکن من رو نرو
نبودنت مرگ منه راهي اين سفرنشو
نزارکه عشق من و تو اينجا به آخر برسه
بري تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه
گريه نمي‌کنم نرو
آه نمي‌کشم، بشين
حرف نمي‌زنم بمون
بغض نمي‌کنم، ببين
نوازشم کن و ببين عشق مي‌ريزه از صدام
صدام کن و ببين که باز غنچه ميدن ترانه‌هام
اگرچه من به چشم تو کمم قديميم گُمم
آتشفشان عشقم و درياي پر تلاطمم
گريه نمي‌کنم نرو
آه نمي‌کشم، بشين
حرف نمي‌زنم بمون
بغض نمي‌کنم، ببين

 

ترانه سرا : ايرج جنتي عطايي

آهنگساز : فريد زولاند

تنظيم : ايرج جنتي عطايي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/01ساعت 23:18  توسط نیما __ پارسا | 

 

** روزنه **

 

تو روزنه نوري درخانه ظلمت پوش
ديباچه آوازي بر متن شب خاموش
چيزي به من از باران چيزي به من از پرواز
چيزي به من از گريه چيزي به من از آواز
مي‌بخشي و مي‌خوابي در بستري ازاعجاز
مي‌مانم و مي‌رويم درسنگر يک آغوش
بر متن شب خاموش
شب، حوصله مي سوزد وقتي که تو درخوابي
ظلمت همه دنياست وقتي تو نمي‌تابي
تنديسه تنهايي در خوابي و زيبايي
مهتابي و بر پيکر دوري و همينجايي
در خانه ظلمت پوش
چيزي به من از باران چيزي به من از پرواز
چيزي به من از گريه چيزي به من از آواز
مي‌بخشي و مي‌خوابي در بستري ازاعجاز
مي‌مانم و مي‌رويم درسنگر يک آغوش
بر متن شب خاموش
تو روزنه نوري درخانه ظلمت پوش
ديباچه آوازي بر متن شب خاموش
در سنگر يك آغوش

 

ترانه سرا : ايرج جنتي عطايي

آهنگساز : فريد زولاند

تنظيم : تيگران ساكيان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/25ساعت 23:51  توسط نیما __ پارسا |